سی ساله انقلابه، دیگه وقت حسابه
یادت میاد محمد شبای تنهایی تو؟
شبایی که با مادر تنها بودیم پیش تو؟
یادت میاد تو خونه نه فرش داشتیم نه بابا؟
فقط یه گاز پیک نیکی ، دوتا گلیم یه خدا
یادت میاد محمد نون پنیر و تخم مرغ
شام تموم هفته ماهی یه بار بال مرغ
وقتی یادش می افتم گاهی دلم میگیره
گاهی خیال میکنم شاید گریم بگیره…
یادت میاد محمد اون شعری که می خوندی؟
همون که گاهی شبا یواشکی میخوندی؟
همون شعری که هر بار میشندی بغض میکردی
همون که با خوندنش دستاتو مشت میکردی؟
وقتی که فکر میکردی گریت نشون ضعفه
با همه بچه گیت ، گوش میدادی به حرفه
حرفه چی بود یادته؟ یادت میاد محمد؟
یادته شعرش چی بود؟ حفظیش هنوز محمد؟
- نه مصطفی یادم نیست شعره قدیمی ای بود
- فقط اینو یادمه نغمه غمگینی بود
اما من حفظم هنوز بعد حدود بیست سال
هنوز گاهی میخونم وقتی که غصه ام میاد…
گنجشک ناز و زیبا
که می پری اون بالا
بال و پرت به رنگ خاک
دلت چه مهربون و پاک
به من بگو، وقتی که پر کشیدی
بابای منو ندیدی؟
دیدمش از اینجا رفت
اون بالا بالاها رفت
پیش ستارهها رفت
یواش و بیصدا رفت
ستاره آی ستاره
پولک ابر پاره
خاموشی یا میتابی
بیداری یا که خوابی
به من بگو، وقتی که خواب نبودی
بابای منو ندیدی؟
دیدمش از اینجا رفت
اون بالا بالاها رفت
از اون طرف از اون راه
رفتش به خونهی ماه
ماه سفید تنها
که هستی پشت ابرها
نقره نشون کهکشون، چراغ سقف آسمون
به من بگو وقتی که نور پاشیدی
بابای منو ندیدی؟
همین جا پیش من بود
نموند و رفت زود زود
اون بالا بالاها رفت
بابات پیش خدا رفت
خدا که مهربونه
پیش بابام میمونه
گریه نمیکنم من
تا شاد نباشه دشمن
گریه نمی کنم من
تا شاد نباشه دشمن
گریه نمی کنم من…
یادت اومد محمد؟یادت اومد دوباره؟
قصه زندگیه بچه شهید دوباره؟
یادت میاد که بابا شب میومد به خوابت
برات لالایی می گفت ناز میکردت تو خوابت؟
یادته بم می گفتی بابا دوسم نداره
وگرنه عینت شبا تو خوابم پا میذاره…
من بابارو ندیدم ولی تو دیده بودیش
مامان منو دیر زایید واسه همین تو دیدیش
منم اگه مثل تو بابارو دیده بودم
بابارو توی خوابام منم خب دیده بودم…
یادت میاد محمد ؟
موقع زنگ آخر وقتی دبستان بودیم؟
وقتی دم حیاط مدرسه مونده بودیم
تا که مامان بیادو باهم بریم به خونه
یادت میاد شروین و سعید خرچسونه!
یادت میاد باباشون با ماشین بزرگش
هرروز دم مدرسه می برد و می آوردش؟
یادت میاد ما هر روز پیاده راه میرفتیم؟
تا خونه کلی راه بود ولی باهم میرفتیم
- آره بابا دست وردار بسه دیگه این حرفا
- مصطفی ما مرد شدیم بسه یاد قدیما
- اون موقع ها تموم شد حالا تو بچه نیستی
- حالا باید بجنگی دیگه که تنها نیستی
برای این کشورم که خون بابا رفته
خوب معلومه میجنگم معلومه وقته جنگه
جنگ بابا تموم شد حالا نوبت ماهاست
توپ تو زمین حریف اما خدا با ماهاست
نمیذاریم انقلاب دست دزدا بیفته
تا وقتی ما زنده ایم این یه خیال مفته
- غصه نخور برادر دنیا خدایی داره
- صبر خدا زیاده اما یه جایی داره
- وقتی به حد رسیدش صبر خدا و ماها
- دزدای خون بابا ذلیل میشن ایشالله
- غصه نخور برادر، برادر خوب من
- گریه نکن برادر تا شاد نباشه دشمن
خوب میدونم محمد یاد داده بم زمونه
گریه کردن یه سره یه گنج بی نشونه
گریه نمی کنم من می جنگم من بادشمن
گریه نمی کنم من تا شاد نباشه دشمن
خوشگل ترين و بهترين شعري بود كه تا حالا توي عمرم خونده بودم، جدي مي گم. كاش بودي الان و اشكايي كه دارن روي كيبورد ميريزن و پاك مي كردي، اخه تو واقعا الان مرد شدي