Rainy Poems

دست نویس های ح.نصیری

برای رنگ گندم، برای رنگ خورشید

 

 

یادم میاد یه روزی که خیلی بچه بودم

همون روزایی که هی ولو تو کوچه بودم

 

سر به هوا و شیطون، بی غم و غصه و خوش

بیخیال و بی کله دنبال توپ و لاکپشت

 

ده سال و نیمی داشتم که اون آقا رو دیدم

آقای باصفایی که حرفاشو شنیدم

 

یه روز که با شیطونی دسته گلی آب دادم

از ترس داد و تنبیه تو یه مجلس پریدم

 

اون آقای مهربون مشغول داد و قال بود

از هر دری هی میگفت انگار خیلی بیکار بود!

 

حرفاش خیلی گنده بود، حوصله رو سر می برد

واسه من کوچولو انگار فایده نمی برد

 

ولی صداش آشنا بود، نغمه بود و نوا بود

صمیمی و پر احساس، پرشور و بی ریا بود

 

یادم میاد یهویی یه آتیشی گر گرفت

تو قلب بچه گونم انگار که آشوب گرفت

 

نفهمیدم چی بود و چی شد یهو خدایا

فقط اینو یادمه یه قطره اشک بی هوا

لغزید و افتاد پایین، پایین روی گونه ها

 

نمیدونم چجوری ولی آقاهه دیدش

از دور با گوشه چشمش انگار بهم خندیدش

 

دید که من فسقلی انگار دلم لرزیده

از تو نگاش فهمیدم اونم اینو فهمیده

 

یادش بخیر چه روزی، یادش بخیر چه سالی

عجب حال و هوایی، عجب دل باحالی

 

آقای مهربونو عاشق شدم یه باره

یه عاشق کوچولو مثل گل بهاره

 

فردای اون روز اومد با یه لبخند واسه من

چند تا کتاب تو دستش، هدیه دادشون به من

 

کتاباشو که دیدم از خوشحالی پریدم

انگار بعد کلی سال یهو بابامو دیدم

 

کتاب آموزش نماز و یاد خدا

اون یکی هم کتاب خمینی و آدما

 

پشت صفحه اول نوشته بود اسمشو

اسمی که بوی یاسش پر کرده بود کلشو

 

یه دست پیرهن سفید، یه شلوار پارچه ای

یه موتور هوندا و یه تسبیح قهوه ای

 

همه چیزاش همین بود، همین بود و همین بود

همونی که اینهمه دیوونم کرده این بود

 

معلم روز صفر، استاد الف و ب

یه عاشق بسیجی، یه بابای اهل دل

 

دوسش دارم هنوزم که ده سالی گذشته

گرچه کمی پیر شده، یه کمی هم شکسته

 

از بعد فوت مادر انگار که روحش هم رفت

از بعد اون تصادف انگار که جسمشم رفت

 

اما هنوز یک تنه صدتا منو حریفه

هنوز پر از فریاده هنوز ماهه یه تیکه

 

اسمش زیاد مهم نیست، روحشه که قشنگه

اما بهت میگما! اکرمی مرد جنگه!

هنوز دیدگاهی بیان نشده»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.